نوروز آنچنان كه همه ميدانيم يكي از ديرپاترين آيينهاي سرزمين ايران است ، آيين كهني كه در هزارههاي تاريخ اين سرزمين شايد به شيوههاي تاحد متنوع و گوناگون اما هميشه با معناهاي بنيادين پايدار و غيرقابل تغيير دوام آورده و نه تنها رنگ هيچ مرام و مسلك سياسي بخصوص يا نژاد و اقليت واحدي را بخود نگرفته بلكه برتمام اقوام اين سرزمين و مرامها و مسلكها تأثير بهسزا گذاشته است.
اما رمز جاودانگي نوروز در چيست؟ بي شك بايد آنرا در پيام نوروز جست و جو كرد كه در گذر زمان همچنان به گوش ميرسد و بر جان و روان مينشيند تا به اجرا درآيد. پيام نوروز پيوسته آفريده شدن و تحول يافتن است و به جمال و جلال دست يافتن. نوروز آييني براي حرمت نهادن به زندگي است ، يعني گردش و پويايي طبيعت. پس از آنكه ايرانيان دين مبين اسلام را پذيرفتند ، آداب نوروزي را همچنان حفظ كردند و به تدريج به آن جامة اسلامي پوشاندند. احاديث و اخباري از زبان ائمه و فقهاي شيعه در فضيلت نوروز نقل شده است و احكامي براي نماز ، روزه ، غسل و دعا به آن افزوده شده است.
حضور قرآن كريم برسر سفرة هفتسين و قرائت آن در هنگام تحويل سال ، دعاي مخصوص سال تحويل (يامقلبالقلوب و ……..) ، استغفار از گناهان ، حضور در اماكن متبركه مانند بارگاه امام رضا(ع) ، حضرت معصومه ، حضرت عبدالعظيم ، حضرت شاهچراغ ، آقاعلي عباس و امامزادهها و غسل و پاكيزه كردن بدن ، همگي از نمادهاي ديني نوروز است.
اعياد و جشنهاي ملي از نمادهاي همبستگي ملي محسوب ميشوند. مردم ايران با مشاركت در جشن نوروز به تأسي از آداب و رسوم كهن ، همدلي و همانديشي خود را به گونهاي نمادين به نمايش ميگذارند و ازاين طريق حداقل سالي يكبار پيوند و پيمان خويش را با نياكان ، خويشان ، ميراثهاي كهن ، روحجمعي و هموطنان خود تجديد ميكنند و به حفظ ميراثهاي خود جان تازهاي ميبخشند.
يكي از آيينهاي كهن ايران كه در خالدآباد از آن استقبال خوبي ميشد و هماكنون نيز ميشود نوروز است. مردم خالدآباد از 2 هفته مانده به سال تحويل شروع به خانه تكاني ميكردند و لباس نو آماده ميكردند تا در سال نو بپوشند. قبل از سال تحويل افراد خانواده لباسهاي نو برتن ميكردند و برسر سفرة هفتسين مينشستند ، پدر خانواده قرآن ميخواند و در هنگام تحويل سال شروع به خواندن دعا ميكرد و همة افراد خانواده آمين ميگفتند.
مردم از همان ساعتهاي اولية تحويل سال به ديدن اقوام و خويشاوندان ميرفتند كه بزرگان خانواده و طايفه در اولويت قرار داشتند.
درگذشته در خالدآباد مرسوم بوده كه بجاي پول ، تخمه و گردو و امثال اينها را عيدي ميدادند.
از ديگر مراسمهاي جالب خالدآباد قديم خوردن پلو در شب اول و دوم نوروز بود. در آن زمان برنج در سبد غذايي مردم جايگاهي نداشت و مردم فقط شب عيد از برنج استفاده ميكردند.
در شب عيد پلو را با اُوْشِرِه (Owshereh) ميخوردند. اوشره نوشابة آن روز اهالي بود و از سركه و شكر و آب تهيه ميشد.
خالدآباديها اعتقادات بخصوصي داشته و دارند كه عبارتند از اينكه : اگر كسي موقع تحويل سال خواب باشد تا آخر سال خواب خواهد بود يا اگر در لحظة تحويل سال نو گريه كند تا آخر سال گريه خواهد كرد.
در هفتة اول عيد كشاورزان محصولات خود را كه شامل خيار و خربزه و هندوانه بود ميكاشتند و معتقد بودند كه كاشت اين محصولات در اين موقع از سال بازده خوبي خواهد داشت.
بازيهايي كه آقايان در ايام عيد انجام ميدادند عبارتند از : گردوبازي ، تخممرغ بازي ( كُوْ اُوز – كُوْ خا ) و دستخيز (دَسْ خِزْ) ، قاپ بازي (كُوْ شَك) ، هفتسنگ كه اين بازيها گاهي تا 2 الي 3 هفته بعد از عيد نيز ادامه داشت.
در ايام عيد دختران و دوشيزگان خالدآباد نيز در يك مكان و فضاي بسته دور هم جمع ميشدند و بازي ميكردند كه بازيهاي آنها نيز عبارتند از طنابكشي ، وسطي ، لَپَّرْ (لِيْ لِه) و يِه قُلْ دو قُلْ و درضمن انجام اين بازيها گاهي شروع به دفزني و ترانه خواندن ميكردند و گاهي نيز در كوچهها اقدام به دفزني ميكردند كه اين بازيها تا 2 يا 4 روز اول عيد انجام ميشد و همة دختران با لباسهاي نو در اين مكان حاضر ميشدند.