تعزيه تصوير است از دو جبهه‌اي كه يكي مسير سقوط انسانيت را طي مي‌كند و ديگري در راستاي فتح قلّة خليفه‌اللهي نردبان صعود به سوي خدا را درپيش گرفته است. راهي كه باور پرواز را در ذهن و انديشة انسان خاكي ، شكوفا و بذر رهايي از رنگ و ننگ و نيرنگ را در دلهاي بشريت مي‌كارد.

تعزيه روايت حماسي‌ترين و خونين‌ترين نبرد تاريخ است ، نبردي كه در يك سوي آن همة رازها و رمزهاي سعادت انسان شجاعانه در مقابل همة تزويرهاي شقاوت شيطان ، قامت راست مي‌كند تا تجربة پيروزي خون بر شمشير را به آيندگان بياموزد.

تعزيه هنر است ، آن هم هنري مذهبي ، مردمي ، غني ، مالامال از تعبد و احساس اما اين هنر را نمي‌توان در رديف هفت هنري به شمار آورد كه براي خود حد و مرزي را قائلند ، گرچه اغلب هنرها در اين هنر منحصربفرد به خدمت گرفته شده است و با تئاتر قرابت دارد. سوزي كه از سينه‌هاي تعزيه‌گردانان و نظاره‌گران آن برمي‌خيزد آن را به سمت و سوي هنر هشتم سوق مي‌دهد كه همانا هنر احساس و همدردي با مظلوميت تاريخ تشيع است. همه چيز اين هنر ، تصويري از درون آدمي است ، حتي يقين و سعادت خداانديشان و شك و شقاوت خاك‌نشينان در رنگ لباسها و پرهاي كلاه خود تجلي مي‌كند.

تعزيه‌خواني در آغاز دورة سلطنت قاجار بصورت يك نمايش آئيني – مذهبي جلوه‌اي برجسته داشته و روند تحول و تكامل خود را طي نموده است. فتحعلي شاه كه مردي مذهبي بود با بظاهر مذهبي مي‌نمود به تعزيه و تعزيه‌خواني علاقه نشان مي‌داد و در رواج اين سنت مذهبي در ميان مردم و همگاني كردن ان در جامعه ، كمابيش نقش مهم و مؤثري داشت.

تعزيه و تعزيه‌خواني از ديرباز در خالدآباد به خوبي اجرا مي‌شده و هم‌اكنون نيز اجرا مي‌شود و چنانكه از صحبتها و خاطرات پيران و پابه سن گذاشته‌هايمان پيداست تعزيه‌خواني از حدود اوايل سلطنت قاجار در خالدآباد رايج شده است.

تا يك قرن گذشته خالدآباد تعزيه‌خوان نداشت و تعزيه‌خوانان دوره‌گرد از شهرهاي قزوين ، طالقان ، عَقدايِ يزد و ديگر نقاط كشور به خالدآباد مي‌آمدند و تعزيه اجرا مي‌كردند.

معروفترين مركز تعزيه‌خواني در تهران و مركز تكيه دولت نام داشت كه معروفترين و بهترين تعزيه‌خوانان ايران در آنجا تعزيه‌خواني مي‌كردند. يكي از پيشكسوتان تعزيه‌خواني خالدآباد روايت مي‌كند كه تعزيه‌خوانان تكيه دولت ناصرالدين‌شاه نيز به خالدآباد آمده و تعزيه اجرا نمودند.

تعزيه‌خوانان افرادي بودند كه رفته رفته از ميان مردم برگزيده شده و برحسب استعدادها و لياقتهاي هنري و نوع صدا و صوت نقش‌هايي را برعهده مي‌گرفتند.

معمولاً در خالدآباد تعزيه‌خوانان از سنين كودكي و برحسب يك سنت موروثي به تعزيه روي مي‌آورند و در هر دوره‌اي از عمر خود نقش متناسب به عهده مي‌گيرند. مثلاً در سنين كودكي و نوجواني شبيه طفلان مسلم (ع) و شبيه طفلان حضرت زينب و مانند آن را اجرا مي‌كنند و يا در دوران جواني و ميانسالي اگر صداي نازك و سوزناك داشتند و از صوتي خوب برخوردار بودند موافق‌خواني را برعهده مي‌گيرند.

تعزيه با صورت بخشيدن به سنتهاي مردمي و بومي و تركيب آن با اعتقادات مذهبي و آييني شيعه درعين حال زباني براي گفتگويي صميمانه دربارة تنوع فرهنگي و هويت قومي فراهم آورد.

تعزيه در مسائل اجتماعي ، فرهنگي و آداب و رسوم مردم خالدآباد نقشي انكارناپذير داشته است بين فرهنگ مردم و تعزيه خواني نوعي تقابل به چشم مي‌خورد.

نقل است از قديميترين و كهنسالترين مردم خالدآباد كه : تا ما به ياد داريم و از پدرانمان نيز شنيده‌ايم تعزيه‌خواني در خالدآباد در گذشته به سبك امروزي نبوده است و فقط در روز عاشورا تعزيه امام حسين(ع) خوانده مي‌شد و افراد تعزيه‌خوان نيز لباسهاي امروزي را نداشتند ، فقط از پيشاني‌بند و روسري بعنوان لباس براي خواندن تعزيه استفاده مي‌كردند يعني فقط روسري به سر مي‌بستند. اما امروزه در تعزيه خواني ابزار و اشيايي بكار گرفته مي‌شوند كه واقعي هستند نظير اسب ، شمشير ، سپر ، حتي گستردن سفره و خوردن غذا درضمن اجراي نقش . در تعزيه‌هايي هم كه ايجاب مي‌كند بعضي از ابزارها سمبوليك و نمادين هستند مانند نگين انگشتري عقيق يا فيروزه كه نشان از چشمه يا شاخه‌اي كه نشان از درخت دارد يا ظرف آب كه نشان از رود فرات و يا رنگ قرمز پاشيده برلباس و پارچه سفيد نشان از كفن‌پوشي براي شهادت و مجروحيت است.

در تعزيه لباسهاي اشفيا سرخ رنگ و فاخر ، لباس ائمه(ع) ساده و به رنگ سبز ، لباس اهل حرم با روبنده و لباس مشكي رنگ و لباس قاصد و درويش و رهگذر به رنگ زرد است.

عشق به امام حسين(ع) و عشق به تعزيه با خون مردم خالدآباد عجين شده است و آنها را مردمي ولايتي و مذهبي نموده به حدي كه هم‌اكنون در خالداباد در تمام طول 2 ماه محرم و صفر ، ايام فاطميه و ايام شهادت امام علي(ع) مراسم تعزيه‌خواني برگزار مي‌گردد.

مجالس تعزيه‌اي كه هم‌اكنون در غالب شهرهاي كويري ايران ازجمله كاشان ، نطنز و خالدآباد برپا مي‌شود از روي نسخ تعزيه كه از سوي سيدمصطفي كاشاني معروف به ميرعزا تهيه و تدوين شده و توسط كُتّاب محلي تحرير گرديده اجرا مي‌شود.

موسيقي در تعزيه:

درگذشته در تعزيه از شيپور و طبل بعنوان موسيقي تعزيه استفاده مي‌شد كه امروز اين ابزار موسيقي جاي خود را به ترومپت ، دهل و سنج داده‌اند و گاهي هم ني مي‌زنند.

استاد ابوالحسن صبا موسيقيدان و نوازندة برجستة ايران معتقد است كه اين تعزيه بوده كه موسيقي را حفظ كرده است.

تعزيه‌خوانان غالب تعزيه‌ها را از روي دستنوشته‌هايي كه به آن نسخه مي‌گويند مي‌خوانند. ميزان ابيات موجود در هرنسخه براساس نقشي كه بايد هرفرد اجرا كند متفاوت است. فواصل اشعاري كه هرفرد بايد درمقابل ديگر نقشها بخواند با خطي تفكيك شده است و مجموعه نسخه‌هايي كه در يك تعزيه به كار مي‌رود مجلس نام دارد كه بوسيلة فهرست مشخص مي‌شود. حضور تعزيه گردان در اجراي تعزيه براي هدايت تعزيه خوانان لازم است. باوجود آنكه در نسخه‌هاي تعزيه هيچ توضيح دربارة حركات و رفتارهاي افرا تعزيه‌خوان نيامده است ولي آنها درموقع مناسب با حركات زيبا و جالب نقش خود را به خوبي ايفا مي‌كنند و اين از محاسن غيرقابل انكار تعزيه است.

تعزيه‌خواني چنانكه از عنوان آن پيداست مراسمي است نمايش‌گونه كه مي‌كوشد حادثة كربلا و ديگر وقايعي را كه مربوط به مصايب اهل بيت (ع) است آنگونه تصوير نمايد كه حاضران در مجلس را متأثر كرده ، با اين كار سيل اشك را از ديدگان سرازير نمايد. شبيه‌خواني از يك‌سو مظلوميت ، غريبي ، بي‌پناهي اهل بيت(ع) را يادآور مي‌شود و ازطرفي جنايت ، قساوت و جفاپيشگي اشفيا را به تصوير مي‌كشد و دريك كلام تعزيه تجسم دلبستگي شيعيان به رسالت امام حسين(ع) در كربلاست.